تازه کار!

مینویسد برای آن که بگوید و برساند حرفش را.

تازه کار!

مینویسد برای آن که بگوید و برساند حرفش را.

تازه کار!

یکی بود. چون دیر شد ، دور شد..

طبقه بندی موضوعی

هم خودم و هم خودش خوب می دانستیم که دوستش دارم و حس خوب و عاشقانه ای در وجودم برایش موج میزد.   

اما پس از مدتی نچندان کوتاه.. قول های خودش را هم فراموش کرد.. حرف هایش، علاقه اش.. احساسش.. و عشقی که در قلبش همگام شده بود.

نمیدانم این دم آخری از چه کسی طلبکار بود..  یا میخواست با چه کسی بی حساب شود..  

که در یکی از پست های اینستاگرامش نوشته بود..  مجبور نیستیم کسانی که دوستمون دارند رو دوست داشته باشیم"

فرض میگیریم مخاطب حرفش من بودم.    اگر من در شرایط او بودم شاید هم واقعا همچین تصوری میکردم.  

من هم باید باور میکردم که او مرا هم دوست نداشته است. 

دوست داشتن او شرایطی در بر داشت.. اگر اجازه اش میدادند دوستم داشت و چون اجازه ی دوست داشتن را نداشت..  پس نمیتوانست که دوستم داشته باشد..  اصلا حق داشت که نتواند.     مرا چه به عشق و دوست داشتن اجباری..  باورکن تو مجبور نبودی که دوستم داشته باشی"   احساساتت را که مینوشتی در وبلاگی مخفی و دور از چشم من...   و هر واکنشت به کارهای من..  باعث شده بود که باور کنم  که دوست داشتن و احساست به من تخیلی نیست و کاملا واقعیست!" 

انکار کردی*

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۸ ، ۱۰:۲۷
لحظه نویس
يكشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۴۵ ب.ظ

هیولا

یک هیولای خفته ای هم هست که با گفتن دروغی از طرف ما .. زجا برمیخیزد و اعتماد و احترام را میبلعد و از بین میبرد. ..  

این هیولا توانایی های زیادی در خوردن و بلعیدن صفت های خوب انسانیست..

این هیولا را به هیچ عنوان از خواب نازش بیدار نکنید..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۸ ، ۱۳:۴۵
لحظه نویس
جمعه, ۱۰ آبان ۱۳۹۸، ۰۶:۳۱ ب.ظ

طوفان چشم های تر..

چقدر غریبه شدی..

تو دوری و تنهاترم هر شب.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۸ ، ۱۸:۳۱
لحظه نویس
پنجشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۱۱ ب.ظ

دو سه تا دونه سوال دلی..!

دل آدم چندبار میتونه بشکنه و بازسازی بشه؟

برای ترمیم بهتر شما چیکار میکنید!؟

آدمهایی که از دل و عشقشون میگذرند چطور خودشونو راضی میکنند؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۸ ، ۱۳:۱۱
لحظه نویس
سه شنبه, ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۰:۰۶ ق.ظ

بنظرم هردو اسم قشنگه..

باید ببینی از طرف کی با کدوم اسم صدات میکنن..  هر کدوم حس بهتری بهت میده بذار با همون اسم صدات کنن..  

مثلا اگه از فلان عزیز اسمتو صدا کنه حس بهتری داری بذار با همون اسم صدات کنه و اگه یه نفر دیگه با اون اسمت راحتی..  چه اشکال داره با اون اسم صدات کنه؟

راستش منم برای هر دو اسمم حس متفاوتی دارم و اینکه از طرف کی با کدوم اسم صدام کنن حس متفاوتی بهم میده.   

البته مثلا اولا که اسم دومم رو راحت نبودم از هر کسی بشنوم. عجیب و جالب بود..  گاها هم بعضیا هردو اسممو باهم صدا میزدن..  

ولی خب بعضیا مثلا از عمد اسم قبلیو صدا میزدن یکی داداشم و بعضی از همکلاسی های قدیم.    

و در نهایت همه چیز عادی شد.

با اسم مسعود راحت تر بودم و اسم شناسنامه ایم انگار رزومه و نشانه وجودی من درش بود..   که خودم هم حسش کردم.   ولی برای الان من تلفیقی از هر دو حس دو اسمم رو دریافت میکنم و بروز میدم.    

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۸ ، ۱۰:۰۶
لحظه نویس
دوشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۸، ۰۷:۳۸ ق.ظ

چه خوش می بافی..

برایت خیلی خوشحالم که میبافی.  خوشحالم که کاری را با لذت انجام میدهی .*   

تو هنرمند واقعی هستی..  از هنرت لذت ببر عزیزم💙

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۸ ، ۰۷:۳۸
لحظه نویس
شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۸، ۰۳:۳۲ ب.ظ

بگه جانم..

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۸ ، ۱۵:۳۲
لحظه نویس
پنجشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۸، ۰۸:۲۶ ق.ظ

از خودت گذشتی ولی باز به خود آمدی؟

نمیدانم چه شد..

اما من رو بازی کردم.. ساده و صمیمی!

توانایی ماندن یا رفتن.. مسئله اینست... من ماندم ولی تو ... 

من همانم که بودم..

تو را سوال بزرگیست که الان خودت هستی؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۸ ، ۰۸:۲۶
لحظه نویس
چهارشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۲:۲۸ ب.ظ

فراموشت کنم!؟ ..نه

... انتظار داری فراموشت کنم؟

دریا..

پارک..

نیمکت..

باد..

موسیقی..

بارون..

فیروزه ای..

وبلاگ..

و خیلی چیزهای دیگه..      حتی اون تسبیح گردنم انداختم زیر لباس..

اصلا خود زندگی مسیرش تحت تاثیره..  

همه ی اینارو میتونم نادیده بگیرم؟

من که صبر کردم..    من که جا نزدم! 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۸ ، ۱۴:۲۸
لحظه نویس
چهارشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۴:۲۴ ق.ظ

نیستی و ..

 

هر روز نبودنت به جانم میفتد ..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۸ ، ۰۴:۲۴
لحظه نویس