تازه کار!

مینویسد برای آن که بگوید و برساند حرفش را.

تازه کار!

مینویسد برای آن که بگوید و برساند حرفش را.

تازه کار!

یکی بود. چون دیر شد ، دور شد..

طبقه بندی موضوعی

۸۲ مطلب با موضوع «لحظه ها» ثبت شده است

سه شنبه, ۵ آذر ۱۳۹۸، ۱۱:۲۰ ق.ظ

بی واتساگرام_

تو این مدتی که نت گوشی محدود شده به اینترنت داخلی..  متوسل شدم به پیامک و همین بلاگ حال حاضر..    کنار اومدن با این موضوع اولش سخت بود.. اما کم کم بهش عادت کردم و دیدم که میشه تا حدی نیازها رو برطرف کرد اما احساس رضایت در حد متوسطه رو به خوب.       البته در کل مسئله اصلی من یک چیز دیگست که بیقرارم کرده..   امیدوارم که وضعیت رو به مثبتی داشته باشیم..   توکل بر خدا 🙏🌻

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۸ ، ۱۱:۲۰
لحظه نویس
دوشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۸، ۰۸:۱۳ ق.ظ

گلم🌻

محبوبترین گل زندگی من همیشه رو به آفتاب میچرخد..  بهتر است بگویم میگردد.  چون نامش گل آفتابگردان است. 

گل آفتابگردان قشنگم 🌻.... آفتاب زندگی ات مستدام باشد.

از تاریکی نترس.. تاریکی ها هم تمام میشوند، چون به طلوع خورشید امیدوارم..

گل با وقارِ قشنگم..  آفتابگردان زندگی من.. خورشید باز هم طلوع خواهد کرد..

برگرد.. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۸ ، ۰۸:۱۳
لحظه نویس
پنجشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۲۱ ق.ظ

خشو.... نت!

چندروزی هست که دسترسی به نتورک به شدت محدود و در حد نبود دسترسی هست.   فرض کنید قرار باشه برای همیشه اینوضع ادامه پیدا کنه :)   الان مطمئنن تایم خالی بیشتری در روز دارید که باید به نحوی سپری بشه..    بجای واتس اپ و اینستاگرام که بیشترین وقت رو به خودش اختصاص میداده..   برای جای خالیشون   چطور وقتتونو سپری میکنید؟      

من خودم بشخصه موسیقی آنلاین با navaak گوش میدم. گاهی اشعار و دلنوشته های وبلاگی رو میخونم..   

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۸ ، ۰۱:۲۱
لحظه نویس
يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۸، ۱۰:۱۷ ق.ظ

دختر کوچولوی نداشته ی ما..

دختر کوچولوی ما الان یک سالش شده بود... اگر شده بود که باشی! 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۸ ، ۱۰:۱۷
لحظه نویس
دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۱۴ ق.ظ

منجز_

عنوان مطلب کاملا اتفاقی به ذهنم رسید.  ... ولی امیدوارم یه روزی حال دلمون همونی باشه که یه روزی از خدا میخواستیم که بشه... 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۸ ، ۰۱:۱۴
لحظه نویس
شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۸، ۱۲:۴۳ ق.ظ

سال سی سالگی*

قولی به خودم دادم که متعهد باشم.  با این دل بی صاحب چیکار کنم..  دل بکنم یا دل بدم؟ ..  از کسی...  به کسی..   از چه کسی به چه کسی..    به هرکسی یا هیچکسی.. 

الان چند ماهی گذشته از شروع سی سالگی..    قبل از تمام شدنش باید  و بالاخره سر و ته این وضعیت را به هم برسونم.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۸ ، ۰۰:۴۳
لحظه نویس
جمعه, ۱۰ آبان ۱۳۹۸، ۰۶:۳۱ ب.ظ

طوفان چشم های تر..

چقدر غریبه شدی..

تو دوری و تنهاترم هر شب.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۸ ، ۱۸:۳۱
لحظه نویس
سه شنبه, ۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۰:۰۶ ق.ظ

بنظرم هردو اسم قشنگه..

باید ببینی از طرف کی با کدوم اسم صدات میکنن..  هر کدوم حس بهتری بهت میده بذار با همون اسم صدات کنن..  

مثلا اگه از فلان عزیز اسمتو صدا کنه حس بهتری داری بذار با همون اسم صدات کنه و اگه یه نفر دیگه با اون اسمت راحتی..  چه اشکال داره با اون اسم صدات کنه؟

راستش منم برای هر دو اسمم حس متفاوتی دارم و اینکه از طرف کی با کدوم اسم صدام کنن حس متفاوتی بهم میده.   

البته مثلا اولا که اسم دومم رو راحت نبودم از هر کسی بشنوم. عجیب و جالب بود..  گاها هم بعضیا هردو اسممو باهم صدا میزدن..  

ولی خب بعضیا مثلا از عمد اسم قبلیو صدا میزدن یکی داداشم و بعضی از همکلاسی های قدیم.    

و در نهایت همه چیز عادی شد.

با اسم مسعود راحت تر بودم و اسم شناسنامه ایم انگار رزومه و نشانه وجودی من درش بود..   که خودم هم حسش کردم.   ولی برای الان من تلفیقی از هر دو حس دو اسمم رو دریافت میکنم و بروز میدم.    

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۸ ، ۱۰:۰۶
لحظه نویس
دوشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۸، ۰۷:۳۸ ق.ظ

چه خوش می بافی..

برایت خیلی خوشحالم که میبافی.  خوشحالم که کاری را با لذت انجام میدهی .*   

تو هنرمند واقعی هستی..  از هنرت لذت ببر عزیزم💙

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۸ ، ۰۷:۳۸
لحظه نویس
پنجشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۸، ۰۸:۲۶ ق.ظ

از خودت گذشتی ولی باز به خود آمدی؟

نمیدانم چه شد..

اما من رو بازی کردم.. ساده و صمیمی!

توانایی ماندن یا رفتن.. مسئله اینست... من ماندم ولی تو ... 

من همانم که بودم..

تو را سوال بزرگیست که الان خودت هستی؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۸ ، ۰۸:۲۶
لحظه نویس